محمدرضا سبکتکین یکشنبه 26 آذر 1396 11:47 ب.ظ نظرات ()

لارنس فریدمن در کتاب خود با عنوان "استراتژی" نوشت، "نشان می دهد که توانایی برای رفع علل، نه نشانه ها، برای دیدن جنگل به جای درختان". در حالی که نفوذ در حال گسترش ایران در خاورمیانه عمدتا نشانه ای از علت اصلی است خلاء قدرت ایجاد شده توسط جنگ سال 2003 عراق و شورش های عرب سال 2011 - اکنون همبستگی بین جاه طلبی ایران و اختلال در عرب وجود دارد. این دومین اولویت را برجسته می کند، و نخستین آن را برجسته می کند. ایجاد یک نظم پایدار، مناسب عرب حداقل یک پروژه نسل است. برای مقابله با آرمان های ایران نیاز به استراتژی دارد که به علائم و علت مربوط می شود. جاه طلبی های منطقه تهران چیست؟ از زمان انقلاب 1979 - که ایران را از یک سلطنت متحد ایالات متحده به یک حکومت بی نظیر ضد آمریکایی تبدیل کرد- ستون های دوقلو استراتژی منطقه ای ایران مخالفت با نفوذ آمریکا و وجود اسرائیل است. این چهارچوب در چهار دهه گذشته به طور قابل ملاحظه ای ثابت بوده است. در سال های اخیر یک ستون سوم به وجود آمده است: رقابت با عربستان سعودی. در حالی که آزار و اذیت بین آنها اغلب به عنوان یک درگیری نژادی فرقه ای - شیعه ایرانی ایران در مقابل عربستان سعودی عرب است - عمدتا به وسیله تفاوت های ژئوپولیتیک هدایت می شود. در حالی که عربستان سعودی و متحدان خلیج فارس از تهران میترساندند، طرحهای توسعهی گستردهای در سراسر منطقه وجود دارد؛ کشورهایی که تهران بیشترین نفوذ را دارند - سوریه، عراق، لبنان و یمن - از طرف دولتهای ضعیف یا متشکل از دولت مرکزی و اختلاف عمیق اجتماعی قرار دارند. تهران این واحدهای قدرت و شکافهای اجتماعی را ایجاد نکرد، اما آنها را به دنبال اهداف ایدئولوژیک خود، به جای منافع اقتصادی یا امنیت مردم ایران سوق داد و آنها را تشدید کرد. استراتژی مرکزی ایران، ایجاد گروه های مسلح غیر نظامی مانند حزب الله لبنان را ایجاد و مسلح کرده است. در سال های اخیر تهران مدل حزب الله را به دست آورده است، شبه نظامیان شیعه ای در عراق (که به عنوان نیروهای بسیج محبوب یا حشد الشعبی شناخته می شود) و سوریه (که به ترتیب به عنوان بخش های فاطمیون و زینبی یون تشکیل شده از شیعیان افغانستان و پاکستان تشکیل شده است) شورشیان حوثی در یمن. تهران میلیارد ها دلار سرمایه گذاری کرده است و شمار زیادی ساعت های مسلح و آموزش این شبه نظامیان را تأمین می کند. در سوریه، لبنان، عراق و یمن، شبه نظامیان حمایت شده از ایران مسلما یک نیروی متخاصم، با تجربه و نیرومند تر از ارتش ملی در این کشورها هستند. تهران این استراتژی قدرت سخت را با یک استراتژی قدرت نرم، که در آن این شبه نظامیان اغلب خدمات اجتماعی را ارائه می دهند، در انتخابات رقابت می کنند و حتی در خدمت دولت هستند، تضعیف می کند.
ادامه در سایت https://www.hoover.org